
یاری چون ز تو دل ببرد یا تو دهی دل خود به کسیمیدانی چه به ما میگذرد در غم روی تو هر نفسیچون که کند او به تو پیمان شکنی میشوی اگه ز وفای چو منیگر بنشیند به کنار دگری خون خوری و تو همچو من دم نزنی دیدی راحت بود؟فقط بلدبودی بگی نمیشه!نمیتونم!فقط بلد بودی بگی فراموشی راحت نیست!نه!من هرگز باور نمیکنم ،آن مرد ک لباس تورا پوشیده ، عطر همیشگی تورا زده وکنار آن زن قدم میزند و برایش شاملو میشوذ،،توباشی!!...
ادامه مطلب