خرید بک لینک
این حجم از پریشونی حتی واسه خودمم غیر قابل درکه،نمیدونم چرا اینجوری شده یا اصن چرا اینجوری میشه!
هیچکس نمیتونه درک کنه دو روز عذاب کشیدنو
حتی نداشتن ی خواب راحتو
کاش حداقل میفهیدم چی از همه بیشتر داره عذابم میده،مثل همیشه ک فقط خودت بودی بازم باش
من بلند میشم و میگم ب امید خودت
صبح زود خودمو ب صرف ی کلوچه و شیرکاکائو دعوت میکنم!
وقتی بخواد بیوفته رو دور، یجوری میوفته ک حتی کلوچه گردوییتم مزه هرچیزی میده الا گردو!
اگه بخوام خوشبینانه نگاه کنم و فک کنم کسی نگران میشه،بازم حسی ندارم!البته خوشبینانه.
آخه چ واژه ای میشه ب این شهر نسبت داد!
اصلا چ واژه ای میشه ب این نوع زندگی نسبت داد!
شایدم چن سال بعد اسمم جزء لیست ی تیمارستانی چیزی باشه!
شایدم خیلی راحتر باشه!
آدمایی ک همیشه دهنشونو میبندن یهو محو میشن!
این سال آخری رو خودت بخیر بگذرون
عادت ب تکنولوژی خیلی مزخرفه خیلی
بازم وقت احتیاج ریحانه میتونه خوب باشه وقت خوشیم هستن بلاخره،اینم ی مدلشه دیگه
#ذهن درگیر_

برچسب: نویسنده: پرهام اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 2:23

صفحه بندی